به گزارش «نود اقتصادی» ابراهیم بهادرانی مشاور عالی رئیس اتاق بازرگانی تهران اظهار کرد: سرمایه در کشور ما کم نیست، ولی گیر ما سیستم بانکی و تورم است. ‌وامی که از بانک‌ها می‌گیریم حدود 24 درصد هزینه دارد. چگونه می‌شود با تولیدات مشابه خارجی برای صادرات رقابت کنیم، یا اینکه مقابل واردات بتوانیم در داخل رقابت کنیم. نرخ بهره برای تولیدکننده ژاپنی بین صفر تا دو درصد است، همچنین بهره برای تولیدکننده اروپایی چهار درصد است.
وی افزود: سوال این است که من سرمایه‌گذار داخلی با بهره 24 درصدی چگونه تولید و با آنها رقابت کنم؟ ریشه گرفتاری اقتصاد ما در این مساله است. نتیجه هم این است کسانی که می‌خواهند سرمایه‌گذاری و تولید کنند به نفع‌شان است که پول‌شان را در بانک بگذارند چون بانک یک‌ساله تا 20 درصد خالص سود می‌دهد. کدام سرمایه‌گذاری است که خالص و مالیات کسر شده 20 درصد سود به‌دنبال داشته باشد؟ به‌ندرت چنین زمینه‎هایی وجود دارد، به همین‌خاطر ما نمی‌توانیم سرمایه را جذب تولید کنیم و پول به‌صورت نقدینگی درمی‌آید و به هر بازاری برود آن را آتش می‌زند. نتیجه آن را در بازار دلار و طلا مشاهده کردیم.
مشاور اتاق بازرگانی خاطرنشان کرد: این نقدینگی 1500 هزار میلیارد تومانی هر طرف برود توفان به‌پا می‌کند در حالی که جایگاه آن بخش تولید است. پولی که سپرده‌گذاری می‌کنیم همیشه در دسترس است ولی سرمایه‌گذاری و تولید را نمی‌توان همیشه نقد کرد. بنابراین سود سرمایه‌گذاری باید درصدی از سود بانک بیشتر باشد. ما این سیستم را نداریم؛ درواقع عدم تعادل در بخش‌های مختلف اقتصادی ما را به این بلیه دچار کرده است.
بهادرانی بیان کرد: من همیشه گفته‌ام اینکه ارز را با تورم به‌روز نکنیم، سیستم غلطی است. ما تورم داخلی 10 درصدی داریم. با محاسبات من میانگین تورم کشورهایی که به ما کالا صادر می‌کنند سه درصد است. ما هر سال به‌اندازه تفاضل این دو عدد که هفت درصد است، ارزش پول‌مان را نسبت به کشورهایی که به ما کالا صادر می‌کنند از دست می‌دهیم. این عدم روز آوری قیمت ارز جمع شد و از طرفی نقدینگی هم زیاد است و وقتی شوک خروج آمریکا از برجام اتفاق افتاد نتیجه‌اش جهش قیمت ارز بود. این نحوه سیاستگذاری این گرفتاری‌ها را نیز به‌دنبال دارد.
وی گفت: دولت قیمت دلار را روی 4200 تومان محدود کرده است و از آن طرف در بازار سیاه بالای 6 هزار تومان به فروش می‌رود. با این سیستم صادرات برخی از کالاها از توجیه می‌افتند. بنابراین صادرکننده حق دارد بگوید من که تا دیروز مواد غذایی صادر می‌کردم الان هزینه‌های من افزایش یافته است، اگر دلار را 4200 تومان به شما بدهم ضرر می‌کنم. دولت واقعا باید فکری به حال این وضعیت بکند. چرا باید صادرکننده سود کمتری ببرد در حالی که سرمایه در گردشی که می‌گیرد نزدیک به 25 درصد برایش هزینه دارد. بنابراین حرفی که صادرکننده می‌زند بی‌منطق نیست. این محدودیت به صادرکننده فشار می‌آورد. به نظر من دولت باید تکلیف را با ارز مشخص کند. دولت برای هر کالایی که بخواهد ارزان‌تر دربیاید، باید ریالی یارانه بدهد. این‌گونه نمی‌شود که از جیب صادرکننده سوبسید را تخصیص دهد.