«نود اقتصادی»: حضور محمد نهاوندیان معاون اقتصادی رئیس جمهور در برنامه گفت وگوی ویژه خبری و مطالبی که درباره وضعیت این روزهای بازار بیان کرد بیش از آنکه نگرانی ها را کاهش دهد بر نگرانی ها افزود. انتظار می رود کسی که تئوریسین اقتصادی دولت حسن روحانی است و کار اجرایی مستقیم ندارد که مانع تحقیقات مبنایی و تمرکز وی بر بازار شود؛ تصویر روشنی از اقتصاد داشته باشد، اما سخنان نهاوندیان نشان داد که تئوریسین بودن ایشان محدود به لفاظی های نظری است و دولت برنامه ای برای غلبه بر رکود بی سابقه کنونی ندارد.

بررسی محورهای سخنان محمد نهاوندیان نشان می دهد که دولت تئوریسینی که بتواند در پیچیدگی اقتصاد راهکار ارائه دهد در اختیار ندارد و معاون اقتصادی رئیس جمهور هم صرفا دسته ای از بایدها را همراه خود دارد تا به عنوان آمال و آرزو تحویل مردمی دهد که در بازار آشفته کنونی دنبال فهمیدن برنامه شفاف دولت برای تصمیم گیری مناسب هستند. وی در قسمت نخست از سخنانش درباره توصیف حال عمومی اقتصاد گفت؛

  • در موضوع تقاضا مشکل داریم.
  • با تصمیمات در بازار ارز در رابطه با خروجی قیمت ها فکرهایی کردیم.
  • مهم است که بدانیم آیا تعادل نداشتن بازار واقعی است یا فقط با نگرانی ها بوجود آمده است.

این حجم از کلی گویی و استفاده بی نظم از اصطلاحات اقتصادی به مردم و فعالان اقتصادی کمک نمی کند و صرفا آنها را به دولت به عنوانی متولی اقتصاد بدبین تر می کند. اگر اقتصاد دارای رشد 4.6 درصدی است که وی به آن اشاره می کند، چرا در موضوع تقاضا دچار مشکل هستیم و این تناقض را چگونه می توان توضیح داد؟

نهاوندیان سپس به بخش واقعی اقتصاد پرداخت و گفت؛

  • در طرف عرضه رشد داشته ایم و این رشد در تولید داخلی هم قابل مشاهده است و بدون احتساب نفت 4.6 دهم درصد رشد کرده ایم.
  • در واردات هم افزایش داشته ایم و عرضه کل در اقتصاد بالا رفته و صادرات رشد خود را به وضوح نشان داده است.
  • تعادل نداشتن بازار در برخی حوزه ها از احساس ذهنی سرچشمه می گیرد، اگر احساس تورمی در افراد وجود داشته باشد، سبب ایجاد تورم می شود.

وقتی تئوریسین اقتصادی دولت در توصیف بخش واقعی اقتصاد به سراغ رشد کلی تولید ناخالص داخلی بدون توجه به تفکیک زیربخش ها مانند فربه شدن بخش مالی و فروش نفت که بر رشد اقتصادی(حتی بدون نفت) کل اثر مثبت داشته و رکود سنگین تولید را می پوشاند؛ می رود؛ نشان می دهد که طراح برنامه های اقتصادی دولت قائل به تفکیک بخش واقعی اقتصاد از بازی های مالی و سفته بازانه نیست، و ایشان مشخص نمی کند که اگر همه چیز به خوبی پیش می رود چرا مردم دچار احساس ذهنی منفی درباره اقتصاد شده اند.

تئوریسین اقتصادی دولت به جای اینکه تصویر کلانی از دولت و برنامه های اقتصادی آن ارائه دهد مانند معاون وزیر بازرگانی دولت وارد موضوعات فرعی شد و گفت: در بخش گندم و شکر وضعیت ما خوب است و نیازهای مردم تامین می شود و نه تنها کالاهای اساسی بلکه کالاهای حیاتی هم در وضعیت خوبی به سر می برند. و یا اینکه؛ دولت اجازه نمی دهد کسی دلار 4200 تومانی بگیرد و سپس با نرخ های بالا به مصرف کننده بفروشد.

توجه به سایر سخنان معاون اقتصادی رئیس جمهور نشان می دهد که به جای بحث فنی و راهبردی اقتصادی نوعی درد دل تحویل مردم شده و دولت توجه به معنای روشن گزاره های اقتصادی ندارد. وقتی که معاون اقتصادی رئیس جمهور می گوید: نباید اجازه داد سرمایه سرگردانی که در گذشته بخشی از آن صرف قاچاق می شده است اکنون با خریداری پراید یا سکه، بازار را دچار نوسان کند، مشخص می شود که اغتشاش نظری در تصمیم گیران و نظریه پردازان دولت وجود دارد. چرا تئوریسین اقتصادی دولت؛ قاچاق، سکه و پراید را هم عرض می بیند و با چه منطق نظری قاچاق کالا با خرید سکه و پراید! یک کارکرد پیدا کرده است؟

پرداختن به بایدهای کلیشه ای یکی دیگر از محورهای سخنان تئوریسین اقتصادی دولت حسن روحانی بود، به خصوص وقتی که گفت، برخی از مردم فکر می کنند که سپرده آنها از بین می رود، اما بازار پول باید مردم را راهنمایی کند که به سود و سرمایه تبدیل شود.

این بایدها را دولت باید با برنامه روشن مشخص کند تا مردم به ظور واضح و روشن ببینند که چگونه سپرده های آنها به سود و سرمایه تبدیل می شود، و به عبارت بهتر جعبه سیاه سود بانکی بالا که تولید را زمینگیر کرده است در نظریات ایشان چه جایگاهی دارد. آیا اگر مردم پول خود را بانک ها بسپارند و سودهای بیست و چند درصدی دریافت کنند اقتصاد بهینه شده و به سود و سرمایه تبدیل شده است؟

معاون اقتصادی رئیس جمهور برخی مفاهمیم اقتصادی را هم با شلختگی و بی دقتی استفاده کرد مانند اینکه گفت: اگر کسی نگرانی در خصوص قدرت خرید دارد، نباید به فعالیت های ریسک پذیری وارد شود. برای مثال در موسسه های مالی غیر مجاز پس از فعالیت های بسیار پول مردم پس داده شد و کشمکش بسیاری داشتیم و مردم به امید سود بیشتر در این موسسه ها سرمایه گذاری کردند و به سبب ریسکی که انجام دادند به مشکلات بسیاری برخوردند.

اساسا موضوع قدرت خرید که متاثر از تورم و سطح عمومی قیمت ها است چه ارتباطی با مفهوم ریسک پذیری که شدت کنش گری فعالان اقتصادی و دارندگان پول را نشان می دهد، دارد؟

معاون اقتصادی رئیس جمهور بعد از فهرست کردن باربط و بی ربط مفاهیم اقتصادی به سراغ شعارهای کلیشه ای سیاستمداران رفت و گفت: اتحادیه های صنفی، پرچم مقابله با اخلالگران بازار را برداشته اند، تمام همت بر این بود تا صادرکنندگان جزء هم بتوانند در بازار های جهانی نفوذ پیدا کنند و پرچم ایران را به اهتزاز در آورند. سامانه های نظارتی باید در اختیار مردم قرار بگیرد تا خود آنها رسیدگی و گزارش گری های لازم را داشته باشند. در تعامل گسترده دستگاه های نظارتی با مردم باید با اقلیتی که می خواهند اختلال ایجاد کنند برخورد کرد. دولت توان تامین ارز مورد نیاز به اقتصاد کشور را دارد؛ لذا توانایی تامین نیازهای مربوط به کالاهای اساسی و حیاتی کشور را داریم و افق پیش رویمان از نظر امکان ارزی از 3 ماه قبل روشن تر است.

وی توضیح نداد که با چه مکانیسمی افق دید ایشان از زمانی که برجام؛ تمام دولت آنرا محل گشایش اقتصادی می دانست؛ هنوز نیمه جان نشده بود روشن تر است و دولت با چه تمهیداتی توانسته از 3 ماه قبل هم بیشتر بر اقتصاد مسلط شود، درحالیکه در سه ماه اخیر آشفتگی قابل توجهی در بازارهای مختلف کالایی و سفته بازانه وجود داشته است.

اگر در دولت محترم با این سطح از انسجام نظری تصمیم گیری می شود باید گفت که مردم حق دارند نگران باشند و بیش از گذشته باید از رئیس محترم جمهور خواست تا در ترکیب تیم اقتصادی خود تجدیدنظر کند. اگر یک برنامه غلط بارها استفاده شود فقط بر تعداد نتایج غلط افزوده می شود و هرگز برنامه غلط با تکرار؛ به نتیجه درست ختم نخواهد شد. تیم اقتصادی دولت نشان داده است که تمام داشته هایش همین قدر است و حتی توان تحلیل نظری واقعیات اقتصاد را ندارد چه رسد به توان اجرای عملیاتی، و نتیجه این وضع چشم انداز مثبتی را به مردم منتقل نمی کند.