«نود اقتصادی»: یکی از سوالات مهم نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در متن استیضاح وزیر اقتصاد، نحوه عملکرد وی در حوزه روابط بانکی و سرمایه‌گذاری خارجی است. این سوال از این جهت مهم است که دولت تدبیر وامید از ابتدای روی کار آمدن خود، محور اقدامات در حوزه اقتصادی خویش را روابط گسترده با خارجی‌ها و استفاده از منابع مالی خارجی اعلام کرد.

دستیابی سریع به تفاهمنامه معروف به برجام و اعلام جشن پیروزی و توزیع مدال به عاملان آن نشان داد که دولت آقای روحانی تا چه حد برنامه‌های اقتصادی خود را به توسعه روابط اقتصاد خارجی کشور گره زده است. امروز که در آستانه پنج سالگی این دولت هستیم و شرایط اقتصادی کشور نیاز به توجه سریع، برنامه‌های ضربتی و هوشمند است، خوب است عملکرد دولت را در زمینه روابط اقتصادی با خارج به صورت کوتاه مرور کنیم.

1- بر پایه اطلاعات موجود، دولت جمهوری اسلامی ایران یکی از سهامداران بزرگ بانک توسعه اسلامی و بانک جهانی است. ایران میلیون‌ها دلار بابت عضویت در این بانک‌ها پرداخت کرده است. بانک توسعه اسلامی در دهه 1380 و براساس داده‌های مندرج در پایگاه اطلاع‌رسانی خود، بالاترین رقم وام‌دهی خویش را به دولت ایران داشته است و در برخی از سال‌ها تا رقم سه میلیارد دلار به طرح‌های مختلف ایران وام داده است. بر پایه اطلاعات همین وبگاه، از سال 92 تا امروز، یعنی قریب 5 سال از یک دلار از وام‌های بانک توسعه اسلامی هم به ایران نرسیده به نظر شما دلیل این مسئله چیست؟

بر پایه شواهد موجود حتی در طی این سال‌ها نماینده رسمی دولت ایران هم در بسیاری از جلسات هیات‌مدیره بانک شرکت نکرده است و یا وی را راه نداده‌اند!!

شاید بر پایه این عملکرد ضعیف وزارت اقتصاد و سازمان‌ سرمایه‌گذاری بود که وزیر اقتصاد در جلسه مجمع عمومی این بانک شرکت نکرد و برای خالی نبودن صندلی ایران، چند معاون خود را فرستاد!

دولت ایران در دوران تحریم  بالاترین رقم استفاده از منابع وام‌های بانک توسعه اسلامی را در میان حدود 50 کشور عضو به خود اختصاص داده بود. حالا باید پرسید چرا در این پنج سال این ضربه بزرگ به حیثیت دیپلماسی اقتصادی ایران وارد شده است؟ چه کسی پاسخگو است و چه کسی است باید سوال کند و بر آن نظارت نماید؟!

2 بانک جهانی در دهه‌های اخیر با ایران روابط بالا و پایینی داشته است. اما در دهه هشتاد این بانک طرح‌هایی را در ایران تامین مالی کرد که در آن میان می‌توان به پروژه بزرگ سدسازی در البرز مازندران و تامین مالی پروژه‌ای فاضلاب در  شهر بزرگ شمال کشور اشاره کرد. بعد از آن به تدریج همکاری با بانک جهانی روند کاهشی پیدا کرد. اما محمد خزاعی بعد از سفری که به واشنگتن داشت اعلام کرد که با مقامات بانک جهانی مذاکره کرده است و بر این اساس به زودی بانک جهانی وام‌های خود را به ایران سرازیر خواهد کرد.

بلافاصله بعد از این ماجرا، بانک جهانی در پایگاه خبری خود اعلام کرد که این بانک هیچ مذاکره ای با ایران نکرده است و هیچ برنامه‌ای هم همکاری با ایران ندارد!!

خلاصه معلوم نشد که ماجرا چیست؟ کدام طرف راست می‌گوید؟! شاید طرفین در فهم جملات مذاکرات خود دچار کج‌فهمی شده‌اند!؟ خوب در این صورت داشتن یک مترجم مسلط می‌توانست گره‌گشای کار باشد!

امروز که چند سال از آن ماجراها گذاشته است و سیاست وقت تلف کردن مقامات سازمان سرمایه‌گذاری تمام و ماه از پشت ابرها خارج شده است!، معلوم شد که سایت خبری بانک جهانی درست می‌گوید. چون آنها هیچ پروژه‌ای را در ایران در طی سال‌های اخیر تامین مالی نکرده‌اند.

از طرفی معلوم نیست که چرا هر چند وقت یکبار مجموعه‌ای از مدیران بی‌ربط و با ربط وزارت اقتصاد به سفر واشنگتن می‌روند و میلیون‌ها تومان خرج روی دست بیت‌المال می‌گذارند و مفرح به کشور بازمی‌گردانند!؟

3- ماجرای سرمایه‌گذاری خارجی در کشور به مرز سقوط و فلاکت رسیده است. مقامات سازمان سرمایه‌گذاری که در مورد میزان عملکرد خود در این بخش شرمنده بودند، به دنبال آمارسازی افتاده اند. براین اساس با ارائه آمارهای غلط، گمراه کننده و ناکافی و مخفیانه و با اختراع مفاهیمی مثل جذب و جلب و تصویب، در پشت عملکرد ضعیف خود پنهان شدند.

همین چند روز قبل بود که یکی از اعضای هیات سرمایه‌گذاری خارجی سازمان سرمایه‌گذاری اعلام کرد که رقم جذب سرمایه‌گذاری خارجی کشور در سال 96، در حدود 2 میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که خزاعی این رقم را 5 میلیارد دلار اعلام کرده بود و کمی قبل‌تر معاون مدیرکل سرمایه‌گذاری خارجی آن را 4 میلیارد دلار اعلام کرده بود.

این بلبشو نشانه چیست؟ چه کسی باید پاسخ بدهد؟ چه کسی نظارت می‌کند؟ و این روند تا کی ادامه خواهد یافت؟

4- در طی سال‌های گذشته یک سری تفاهمنامه با سایر کشورها در حوزه بانکی به امضا رسید. اگرچه این تفاهمنامه‌های بانکی توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران و بانک‌های تجاری به امضا رسید، اما خزاعی آن را به نفع خود مصادره کرد و به عنوان یک دستاورد سازمان سرمایه‌گذاری در عرصه مسئولان بی‌خبر کشور و رسانه‌های عمومی طرح بحث کرد.

همین چند روز قبل مدیرکل همین سازمان اعلام کرد که همه این تفاهم‌نامه‌ها متوقف شده است و دیگر هیچ استفاده‌ای نخواهد شد!

به راستی در این مدت چند سال گذشته چقدر از این منابع خارجی به صورت فاینانس استفاده کردیم؟ چرا قراردادهای امروز توسط صندوق توسعه ملی تامین مالی می‌شود و هیچ کدام از فاینانس‌های خارجی آنها را پشتیبانی نکرده‌اند؟

این سکوت برای چیست؟ چه کسی این بی‌تدبیری‌ها را پاسخ می‌دهد؟

به راستی آیا مسئولان کشور از این همه ضعف و نارضایتی بی‌خبرند؟ چرا در طی سالهای گذشته از منابع بانک جهانی بانک توسعه اسلامی و فایناس‌های جدید، دلاری به اقتصاد کشور وارد نشده است؟ آیا مقامات کشور می دانند و سکوت کرده‌اند؟ آیا نمایندگان این بی‌تدبیری‌ها را می‌دانند و خاموش هستند؟