«نود اقتصادی»- دکتر اصغر بالسینی تحلیلگر مسائل اقتصادی و مدرس دانشگاه: جناب آقای شریعتمداری وزیر مستعفی صنعت در مراسم روز ملی صادرات در سخنانی شگفت انگیز که نشان از عمق بی اطلاعی سیاست گذاران از بنیانهای اقتصادی کشور دارد اعلام کرده کاهش ارزش پول ملی راهی برای افزایش صادرات است  که البته دشمن این فرصت را در اختیار ایران قرار داده است.

سخنان این چنینی که از زبان یک مسول اداره کشور بیان می شود نشان میدهد آموزه های لیبرالی وبنیان افکنی چنین خطرناک تا چه حدی در اندیشه دولتمردان رسوخ کرده است. کافی است جستجویی ساده در ادبیات غنی اقتصاد کلان بین الملل خصوصا در سالهای اخیر داشته باشید تا متوجه شوید این آموزه ها تا چه میزان از واقعیتهای اقتصادی ایران و کشورهای در حال توسعه دور است.

 اساسًا مسأله صادرات غیرنفتی یک متغیر بنیانی اقتصاد است و نمی توان صرفًا با یک متغیر قیمتی سرنوشت آن را تغییر داد . متغیرهای قیمتی مثل نرخ ارز در صورت تأمین شرایط حقیقی در بخش واقعی اقتصادی می توانند به افزایش محدود صادرات کمک کند . افزایش صادرات و جهش صادراتی در کشور ما در گرو درون زا شدن بهره منوط به پیشرفت های فنی و نیز تأمین رقابت پذیری وارتقای توانمندی تکنولوژیکی و مدیریتی است و تا این امور تأمین نشود تغییرات نرخ ارز اگر به افزایش سود صادر کننده هم منجر شود نمی تواند صادرات در دام افتاده کشور را در مسیری پویا ، شتابان و رو به جلو قرار دهد.

اثرگذاری تغییر در نرخ ارز بر صادرات کشور علاوه بر موارد یاد شده به شرطی اساسی در اقتصادکلان به نام شرط مارشال لرنر نیز بستگی دارد .براساس این نظریه پایه در مالیه بین الملل ،بی ارزش کردن پول ملی زمانی به ثبات تراز پرداختهای کشور در بلند مدت کمک می کند که جمع  کشش تقاضای صادرات  وتقاضای واردات  بزرگتر از یک باشد در غیر این صورت افزایش نرخ ارز کمکی به تعادل در تراز پرداختها نخواهد داشت.مطالعات تجربی زیادی هم نشان داده که این شرط در اقتصاد  ایران برقرار نیست.مضافا اینکه مدلهای گسترده ای مانند مدل آلخاندرو که به کشورهای در حال توسعه مرتبط است  نشان میدهد در این دسته از کشورها حتی اگر کاهش ارزش پول ملی از طریق رقابت پذیری قیمتی بتواند به صادرات کمک کند اما چون این دسته از کشورها به شدت به کالاهای واسطه ای و سرمایه ای وارداتی وابسته هستند در عمل سیاست بی ارزش کردن پول ملی به تعمیق رکود و نهایتا رقابت ناپذیری صارداتی می انجامد.

مطلب بعدی اینکه حتی در سایه بی ارزش کردن پول ملی صادرات کشور جهش کند که نمی کند کدام عقل سلیم به آقایان مشورت داده که هزینه های سنگین و بنیان افکن کاهش ارزش پول ملی در مقابل منافع محدودی مثل رشد صادرات ارزش این نوع سیاست گذاری را دارد.

حال با این حجم از مطالعات داخلی و خارجی که نشان دهنده عمق فاجعه افزایش نرخ ارز بر بنیانهای اقتصاد ملی است سخنانی تا این حد از بی مسولیتی به غایت شگفت انگیز است. معلوم نیست اقتصاد ملی تا چه زمانی باید تاوان مدیران بی مبالات و بی اطلاعی که حتی به خود زحمت بررسی تجربه های آموخته شده را نمی دهند را  بپردازد.